چاپ                    

 

این نوشته یکی از سخنرانی های استاد صفایی است به صورت مقاله عرضه می گردد 

عناوين بحث مديريت اسلامي

_ زمينه ها و عوامل مديريت و شكل اسلامي

_ كتاب و ميزان

_ مراحل ميزان

امشب ، شب آخر رمضان است . ان شاءا... در اين فرصتي كه مانده ، جبراني بشود . آنچه كه گذشته ، زمينه اي باشد براي دعاي وداع حضرت سجاد (ع) كه به آن مروري كنيم و يك توجهاتي بيايد برايمان .
... واقعاً براي ولايت مشكل ايجاد مي شود ( بخاطر ) نوع حركت آن ها و نقش هايي كه داشته اند . اگر انسان متوجه اين معنا بشود و آماده اش نباشد ، زود عقب مي كشد و كنار مي رود . ان شاء ا... خدا در اين رمضان رزقي را به ما داده باشد كه بتوانيم ولايت را تحمل كنيم و در اين ضيافت خدا ، تحليلي را بدست آورده باشيم كه نور چشم اولياء خدا باشيم .

... خدايا ! تو را شكر ، چون تو عضو خودت را براي ما دادي . به ياد ما باش و بگذر از ما .

اگر بخواهيم گرده اي پيدا كنيم و حكومت اولياء و انبياء را تحمل نماييم ، در همين رمضان بايد نرمش كنيم .

و اما راجع به مسأله خودمان ... براي كارهايي كه خودتان بخواهيد انجام بدهيد ، يك سري كتاب هست ، كتاب هاي دانشگاهي در رشته هاي مديريت را نيز مي توانيد بخوانيد . يك سري كتاب هم هست مربوط به حركت هاي انقلابي از گذشته تا امروز ، مربوط به بعضي سردارها ، رجال و حتي ثروتمند ها ، كه چه جور كار كردند و چه پيشرفت هايي كردند در واقع ، تاريخ مي تواند كمك كند . مسأله بعد ، واقعيتي است كه ما در آن قرار گرفته ايم . شرايطي كه ما الان در آن زندگي مي كنيم و مسائلي كه با آن برخورد كرده ايم . راجع به آنچه كه اين مسايل را بوجود آورد ، در جلسه قبل اشاره كرديم . مسأله بعد هم اين معناست كه با توجه به اين واقعيتي كه وجود دارد ، و با توجه با اين منابع ديني كه كتاب و سنت و تاريخ ما هستند ، تاريخ اسلام ، تاريخ انبياء و تاريخ ائمه ، انسان به يك سؤال هايي مي رسد لااقل يك تفاوت هايي در نحوة برخورد اينها مي بيند . همين سؤال ها كافي است براي اينكه انسان را با يك تلقي جديدي از مديريت و رهبري و سازمان و تشكل آشنا بكند . ( فكر ميكنم اين منابع براي شما كه هي منبع ، منبع مي كنيد كافي مي باشد ! ) از اين منبع چهارم ، كتاب و سنت و تاريخ ، از تاريخ اولياء و انبياء اگر بخواهيم بهره اي ببريم ، لازمه اش اين است كه يك سري آشنايي هايي داشته باشيم با نحوة كارهاي ديگران و با واقعيت موجودمان . اين ها زمينه اي مي شود كه از اين جريان ها نتيجه اي بگيريم . حتي يك آيه كه بنظر ابتدايي است ، و يا ربطي به قضيه نداشته باشد ، چه بسا روشن كننده ترين اصل در مديريت و رهبري و هم سازمان و تشكل باشد . مثلاً آية ( انا ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و لا ميزان ليقوم الناس بالقسط ) اين يك آيه چه چيز را مي تواند برساند ؟ ... ولي اگر آمادگي هايي آمده باشد براي آدم ، متوجه مي شود كه انبياء آمده اند ، يك حركتي بوجود آمده ، اين حركت هم يك مقدماتي داشته ، و نحوة ارتباط انبياء و با اصحابشان ، يك نوع رابطه مشخصي بوده . اين نوع رابطه مشخص چه زمينه هايي داشته ؟ انسان اگر همان زمينه ها را تعقيب كند ، لااقل مي تواند با آن نحوه رهبري و با آن نحوة تشكل و سازمان آشنا بشود . اين ساده است ، به شرطي كه انسان هول نشود ... اين ، از حيث منبع . گمان مي كنم كافي باشد .