تبليغاتX
صفایی چه باصفا بود


صفایی چه باصفا بود










                                                                                                                                                          
                                                                از سایت با استاد چاپ ارسال به دوست
 کن لما لا ترجو ارجي منك لا ترجوا فان موسي ذهب يقتبس ناراً فاصرف اليهم و هو نبي مرسل (اصول كافي)

  داستان يهود را از ابراهيم آغاز مي كنيم. ابراهيمي كه پس از آدم و نوح، پدر سوم تاريخ است و بنيانگذار اسلام و آموزگار توحيد.

ابراهيم در بين النهرين در كوثي متولد شدو در كوهها و غارها رشد كرد و به توحيد رسيد. توحيدي وسيع در درون و در جامعه و در هستي. توحيد در درون ابراهيم هواها را كنار زد و اسماعيلش را گرفت. و در جامعه نمرود را و در هستي رب النوع ها و هذا ربي هذا ربي را.

 

كن لما لا ترجو ارجي منك لا ترجوا فان موسي ذهب يقتبس ناراً فاصرف اليهم و هو نبي مرسل (اصول كافي)

 

 

داستان يهود را از ابراهيم آغاز مي كنيم. ابراهيمي كه پس از آدم و نوح، پدر سوم تاريخ است و بنيانگذار اسلام و آموزگار توحيد.

ابراهيم در بين النهرين در كوثي متولد شدو در كوهها و غارها رشد كرد و به توحيد رسيد. توحيدي وسيع در درون و در جامعه و در هستي. توحيد در درون ابراهيم هواها را كنار زد و اسماعيلش را گرفت. و در جامعه نمرود را و در هستي رب النوع ها و هذا ربي هذا ربي را.

ابراهيم موحد، ابراهيمي كه خودش را به حكومت نگرفته بود و از هواها آزاد شده بود، نمي توانست نمرود را حاكم بگيرد و نمي توانست حكومت غير از خدا را بپذيرد. و نمي توانست بت ها را بپذيرد و تحمل كند.اين بود كه با نمرود و با بت ها درگير شد. و به مخالفت برخاست. و عاقبت آن ها را شكست و درهم ريخت. و با محاكمه اي مفتضح به جهنمي از آتش پرتاب گرديد.

هنگامي كه ابراهيم از دور به سوي آتش مي آمد، فرشته ها ناله كردند و گفتند كه خداوندا، در زمين همين ابراهيم بود و دوست تو بود و اكنون دشمنانت او را نابود كنند؟ تو او را تنها مي گذاري؟ و او فرمود: او بنده من است، هرگاه بخواهم، نگاهش مي دارم. جبرئيل با شتاب به سوي ابراهيم آمد كه: «ابراهيم! الك حاجة؟»؛ آيا نيازي داري؟ و ابراهيم بزرگ، ابراهيم موحد، ابراهيم آزاد، آرام جواب داد: اما اليك فلا. به تو، نه. فقط دو كلمه، به تو،نه.

راستي عجيب است. هنگامه اي كه هركس را به هر چيز مي كشاند و متوسل مي كند، ابراهيم را از جبرئيل هم آزاد مي بيند كه «امّا اليك فلا». اين آزادي و انقطاع ادامه توحيدي است كه تمام وجود ابراهيم و تمام جامعه و تمام هستي را در بر گرفته است. اين آزادي و قدرت ارمغان توحيد است.

ابراهيم از آتش گذشت و نمرود هم اقرار كرد. هنگامي كه ابراهيم را در ميان آتش هاي خويش سالم و رستگار مي ديد اقراركرد: هركس كه خدايي مي خواهد، مانند خداي ابراهيم انتخاب كند.

ابراهيم از آتش گذشته، به اضافه ابراهيم بت شكن، آوازه اش همه جا را گرفت. و عرصه را بر طاغوت تنگ كرد. اين بود كه از ابراهيم خواستند تا از سرزمين آن ها بيرون رود.

ابراهيم كه در آن سرزمين ياوراني نمي ديد و زمينه اي نمي يافت از آن جا كوچ كرد و به سوي خدا راه افتاد تا آيينه داري در شهر كوران نباشد.

ابراهيم با ساره و با داراييش از كوفه تا اور كلداييان تا حران آمد و در اينجا پدرش را از دست داد و تا كنعان آمد تا شكيم تا بلوطستان موده تا در شرقي بيت نيل در كوهي مسكن گزيد.

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط علی صفایی حائری عین صاد  |