تبليغاتX
صفایی چه باصفا بود


صفایی چه باصفا بود










این نوشته یکی از سخنرانی های استاد صفایی است به صورت مقاله عرضه می گردد از سایت بااستاد

 _حكمت : معنا و آثار

 _ارتباط هاي انسان با دنياي خارج

 _ارتباط دانش و ارزش

 _راه ارزش يابي و ارزش سازي

 _حجت هاي ظاهر و باطن

 _تفكر و آثار آن   

-چرا مشهد مي رويم ؟ 


بسم الله الرحمن الرحيم                                                                             

چاپ ارسال به دوست

       امشب شبي است كه بايد با حكمت زنده اش كرد . اين حكمت چيست كه اين شب را اگر با آن شروع كنيم و با آن احيايش بداريم ، شب زنده شده و ما هم زنده شده ايم . آيا حكمت ، همين جمع كردن اطلاعات و آگاههيها و معارف است ؟ حكمت چيست ؟ علم چيست ؟ كه در اين شب مهمترين كار باشد ...
من براي خودم سخت بود كه در اين شب ها قبول كنم جمع بشويم . گفتگوها و حرف ها را شنيده ايد . ولي باز همين معنا مي ماند كه آدم اين حرف ها را مقدم كند بر هر كاري . اين حكمت چيست كه اگر ما بتوانيم امشب را را اين حكمت به سر كنيم ، احياء شده ايم . روي روال عادي خيال مي كنيم حكمت اين است كه يك سري مطالعات روي مكاتب و راجع به اديان و راجع به مسايل مختلف داشته باشيم . مسأله اين است  (كه بارها به آن اشاره شده و جمله اي در نهج البلاغه هم نشان دهنده همين معناست ) ( كفي بالمره جهلا ان لايعرف قدره )
همين كافي است كه تو جاهل بماني و كافي است كه تو از حكمت بهره اي نداشته باشي و به حكمت نرسيده باشي ، چه وقت ؟ وقتي قدر و اندازة خودت را نشناخته باشي . امشب هم شب قدر است و حكمت هم ، همين معرفت قدر است و اين كه امشب را اگر با اين حكمت كسي سربكند نتيجه مي گيرد ....


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط علی صفایی حائری عین صاد  |