تبليغاتX
صفایی چه باصفا بود


صفایی چه باصفا بود










روابط متکامل زن ومرد

از کتاب روابط متکامل زن و مرد

.....اگر شيطان از دريچه‏ى شهوت و غضب ، از دريچه‏ى  نفس  و زینت های دنیا  داخل مى‏شود و اظهار مى‏دارد:
 لَأُغْويَنَّهُمْ وَ لَأُزَيِّنَنَّ لهم۱؛ كه هر آينه آنها را اغواء مى‏كنم و براى آنها زينت مى‏بخشم،   پس بايد با محبت  خدا  و با  بصيرت و  معرفت ، راه شيطان  را بست و هم  زمان به تأمين نيازها  پرداخت و به  ازدواج و  تشكيل خانواده  روى آورد، تا با اُنس و عاطفه و كانون‏هاى گرم خانواده از اغواء  و  فريب شيطان جلوگير شد و به تربيت و سازندگى  آنها پرداخت.تابحران عاطفه وفشار
جنسى وگ
رفتاریها ٬ ُُطعمه براى دشمنان قسم خورده فراهم نسازد و فرزندان گرفتار اسلام را در دست كفر و الحاد و فساد و تباهى و خود فروشى و  وطن فروشى،  اسير ننمايد. ص۱۱


۱-حجر،۳۹.

......۱ - ارزش ازدواج

 رفتار و عمل آدمى را مى‏شود با آثار آن ارزيابى كرد، و مى‏شود با انگيزه و نيّت و هدف و جهت آن به ارزش رسيد.

 از آنجا كه كارهاى انسانى در بينش و دل آدمى ريشه دارد و در جامعه و هستى اثر مى‏گذارد، مى‏توان به اين هر دو عامل ارزيابى توجه نمود.

 دو عمل مساوى از دو نفر آدم، مثل دو ازدواج، دو انفاق و احسان و حتى دو شهادت، برابر نيستند. كسى كه به خاطر خستگى از دنيا به شهادت روى مى‏آورد با كسى كه با فراغت و آزادى و حتى با اشتياق‏ها و علاقه‏ها روى مى‏آورد برابر نيستند.

 كسى كه براى راحت شدن از سماجت فقير، دِرهمى مى‏بخشد با كسى كه مى‏خواهد گذشت و احسان را درس بدهد و بخشش و جوانمردى را بياموزد يكسان نيستند. به همين خاطر در روايت نبوى آمده؛ لا عمل الاّ بالنِّيَّة و لا نيَّةَ الاّ باصابة السنة۱؛ هيچ عملى بدون نيّت و بينش نيست و تحقق نمى‏يابد، همان طور كه نيّت جز با سنّت و همراهى سنّت شكل نمى‏گيرد. در اين روايت ارتباط عمل با نيّت و سنّت مطرح مى‏شود و همين باعث مى‏شود كه عمل ازدواج با توجه نيّت دو طرف و با توجه به همراهى با سنّت رسول به ارزش برسد.

در واقع عمل آدمى مثل اسكناس است و ارزش اسكناس به پشتوانه‏ى آن است. دو پرنده، دو انسان طبيعى، با يكديگر جفت مى‏شوند اما ازدواج و پيوند آنها كه از سطح عادت‏ها و غريزه‏ها بالاتر رفته باشند و در حد وظيفه آمده باشند، در آسمان‏ها و در عرش خدا بسته مى‏شود و خدا آن را مى‏پذيرد و بر مى‏دارد.

 آنها كه به خاطر تمامى نيازها و تمامى ابعاد وجود خويش براى زناشويى، براى انس، براى شناخت كسرى‏ها و ضعف‏ها و بهره بردارى از برخوردها و استقامت در مشكلات ازدواج مى‏كنند، با آنها كه به خاطر عادت و يا به خاطر كسب اعتبار و وجاهت وصلت مى‏كنند و به سراغ بزرگان مى‏روند و كسانى را مى‏خواهند كه بر آنها تكيه كنند و به آنها افتخار كنند، برابر نيستند.

 اينها ذليل همين تعلق‏ها و اسير همين ضعف‏ها مى‏شوند و دنباله مى‏شوند، كه نقطه ضعف‏ها آدمى را به دنبال خود مى‏كشاند. مى‏گويند شترى خوابيده بود. روباهى مى‏گذشت، به شتر روى آورد و با دم شتر بازى آغاز كرد تا آنكه دمش را با دم شتر گره زد.

 شتر برخاست. دم كوتاه اين دو به هم گره خورده بود. روباه معلق مانده بود و به دنبال شتر تاب مى‏خورد. گربه‏اى اين صحنه را ديد. از روباه پرسيد چه بر سرت آمده؟ روباه گفت: هيچ! با بزرگان وصلت كرده‏ايم!

 راستى كه ضعف‏ها و تعلق‏ها آدمى را به ذلت مى‏كشاند و وصلت‏هاى ذليل كار جوانمردان نيست. و اگر غفلتى آن را فراهم كرد و وسوسه‏اى آن را پخت، ادامه نمى‏يابد و با رنج همراه مى‏شود و با درگيرى بريده مى‏شود.

 مرد زندگى با كسى همراه مى‏شود كه به اين مرد افتخار كند، نه آنكه وثاق و پيوندى را به گردن بگيرد كه او را به دنبال بكشاند و در ذلت بنشاند. كسى كه مى‏خواهد در كلاس ازدواج بياموزد، با كسى كه مى‏خواهد از توشه‏ى ازدواج نواله بخورد و افتخار جمع كند، برابر نيستند.

 بيشتر آنچه كه بدى و مشكل ازدواج قلمداد مى‏شود، مثل سختى‏ها و برخوردها و توقع‏ها و انتظارها و درگيرى‏ها و گرفتارى‏ها، در واقع همين بدى‏ها، خوبى و ميوه‏ى خوب ازدواج هستند. اين آدمى است كه بايد از حادثه‏ها، از برخوردها و از درگيرى‏ها بياموزد و از آنچه كه آموخت، راهش را مشخص نمايد و بر حماقت و اشتباه خود پافشارى نداشته باشد. آدمى مى‏تواند حتى از بن‏بست‏ها بياموزد كه راه كجاست و چگونه بايد بازگشت و حلقه‏ى زنجير را باز كرد و بدون سماجت ولج در آوردن، با تفاهم و محبت و مدارا در راه گام برداشت. بيشتر مشكلات ازدواج از همين كله شقى‏ها و لج در آوردن‏ها آغاز مى‏شود و سپس اين زخم‏هاى كهنه، عفونى و ملال‏آور مى‏گردد و به طلاق و جدايى مى‏انجامد.

 اگر كودكى را مى‏بوسم و او فرياد مى‏زند و فرار مى‏كند، نبايد لجاجت كنم و اشكش را در آورم. اگر شوخى و مزاحى را با دوستى آغاز مى‏كنم، نبايد به ناسزا و دشمنى بكشانم. اين زياده روى‏ها و حد نگه نداشتن‏ها، باعث درگيرى و خستگى و جدايى مى‏شود تا آنجا كه حضور تو غنيمت نيست و ملال‏آور است.

 اين را هم بگويم، به همان اندازه كه ازدواج دو نفر ارزش پيدا مى‏كند، به همان اندازه وسوسه و حسادت دوست و دشمن زياد مى‏شود، كه درگيرى‏ها را زيادتر مى‏كند. پس به گونه‏اى تظاهر نبايد كرد كه حسادت و دشمنى‏ها بجنبد و سر بردارد، كه اگر اين حسادت‏ها به زندگى تو آسيب نزند، باعث از هم پاشيدگى زندگى ديگران مى‏تواند باشد. تو در جمع آنها به گونه‏اى سخن بگو كه توقع‏ها كم و تحمل‏ها زياد بشود و از مشكلات زندگى بهره بردارند و با سختى‏ها هم راحت باشند، چون؛ رنج و راحتى، در ظرفيت قلبى و در پختگى برخوردها است. گاهى آدمى با تمامى راحتى‏ها در رنج است و غصه مى‏خورد و گاهى با همه‏ى رنج‏ها راحت است و بهره برمى‏دارد و پاداش مى‏گيرد.


  ۲- آثار ازدواج

 

 در نگاه قرآنى ازدواج همسران با اثر سَكَنَ و آرامش۲، با اثر لباس و پوشش۳ و با اثر حرث و بهره بردارى۴ آمده است. همسران، فوران‏هاى عاطفى و جنسى و فراغت‏هاى وسوسه انگيز و كابوس‏هاى مزاحم و انتظارهاى ملال‏آور و حرف‏هاى ناگفته و پرگويى‏هاى بى‏حساب را، مهار مى‏كنند و تعادل و آرامش و تمركز و تصميم‏گيرى را آسان مى‏سازند.

 اين درست است كه در فرهنگ‏هاى آزاد غربى و شرقى با برخوردهاى آزاد، گره‏ها به گونه‏اى ديگر گشوده مى‏شود و خانواده شكل نمى‏گيرد، ولى آن وقت كه خانواده شكل مى‏گيرد، سرد و خاموش و حتى سياه و مصلحت آلوده است. پس مناسب‏تر همين است كه با آموزش‏هاى دبستانى و راهنمايى و عالى، زمينه‏ى شناخت نيازهاى همسران و روش تأمين نيازها، فراهم شود تا اين كه محبت و خشونت و يا سكوت و كلام و يا قهر و صلح و يا برخوردهاى سازنده و خرابكار را بشناسند و از انفجارهاى پياپى نيروها، به ساخت و سازى مناسب برسند و از تخليه‏ى بى‏حاصل نيروها، غنيمتى فراهم سازند.

 در بيان قرآنى نمى‏گويد همسرى با همسر آرام مى‏شود، كه مى‏گويد: لِتَسْكُنُوا اِلَيْها۵، نه لتَسكنوا بها. آدم‏ها و تمامى دنيا نمى‏توانند دل بزرگ يكديگر را پر كنند، اما در كنار يكديگر و همسو و همراه يكديگر، به تعادل و سكونى دست مى‏يابند.

 نكته‏ى دوم، لباس و پوششى است كه ازدواج براى دو طرف مى‏آورد و ضعف‏ها و بدى‏هاى آنها را مى‏پوشاند و زخم‏هاى آنها را مى‏بندد. در واقع آنجا كه محبت و علاقه شكل مى‏گيرد، تو با عيب گويى و باز كردن زخم‏ها شروع نمى‏كنى، كه با مدارا و درمان و پنهان كردن و پوشاندن آن، از شيوع و گسترش آن جلوگيرى مى‏نمايى تا شماتت‏ها كنترل شود و دور از دشمنى‏ها و حسادت‏ها و شماتت‏ها و تحقيرها، مداوا و درمان صورت پذيرد. قرآن در مورد غيبت از همين عنصر محبت و عشق و ايمان كمك مى‏گيرد و خطاب به مؤمن عاشق مى‏گويد: چگونه يكى از شما گوشت برادر مرده خود را مى‏خورد و از او مى‏كاهد۶. چگونه با رفتار و حرف‏ها و اشاره‏ها او را در دل و چشم ديگران حقير و ناچيز مى‏نمايد. او را كه مرده و در جمع نيست چگونه با دهان خود، كم مى‏كند و ناقص مى‏نمايد.

اساس محبت و علاقه، باعث پوشش و درمان مى‏شود و خير الساترين۷، آنجاست كه پوشاندن، بـــه درمان كمك مى‏كند.اما اگر پوشاندن به گسترش درمان نينجامد، اين ستر و پوشش و اين لباس و نهفتن، كار خوبى نيست، كه كارساز نيست و ضايعات بيشترى مى‏آورد.

 نكته‏ى سوم، حرث و كشاورزى و يا حرث و كشتزار و يا حرث و كِشته‏ى آدمى است، كه حرث به معناى مكان و حاصل و اسم مصدر آمده است و ازدواج، اين حاصل‏ها را مى‏سازد و جمع مى‏كند و نگه مى‏دارد.

 كسى كه زمينى دارد و بذرى دارد و نيازى دارد كه اينها را زياد كند و بارور سازد، بايد آفت زدايى داشته باشد، بايد زمينه سازى داشته باشد و شخم و شيار را آورده باشد، بايد نظارت داشته باشد تا علف‏ها سبز نشوند و دهان‏هاى مزاحم نيروى زمين را نبرند و توان بذر را نگيرد و بايد پس از اين همه، حاصل را جمع كند و نگهدارى نمايد.

 دو طرف ازدواج و مرد و زن بايد در اين مجموعه فعال باشند و هر دو كار كنند. ازدواجى كه هر دو طرف بيدار باشند و توجه داشته باشند هيچ مشكلى ندارد، حتى اگر يكى از دو طرف بيدار و حليم و فعال باشد مى‏تواند كارگشا باشد. اما اگر دو طرف بى‏توجه باشند، نه آفت‏ها را بشناسند و نه زمينه‏ها را آماده كرده باشند و نه حاصل را جمع آورى نموده باشند، ناچار شيطان صفت‏ها و چپاول‏گرها، حاصل آنها مى‏ربايند و بهره‏ها را به يغما مى‏برند.ص ۱۸-۱۲


      
۱-    كافى، ج ۱، ص ۷۰.

۲-     وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجا لِتَسْكُنُوا اليها... روم، ۲۱.

۳-     هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَكُمْ... بقره، ۱۸۷.

۴-     نساءُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ... بقره، ۲۲۳.

۵-     روم، ۲۱.

۶-     و لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ. حجرات،

۷-بل لانك يا ربِّ خير الساترين، مفاتيح الجنان، دعاى ابوحمزه

 

کتاب روابط متکامل زن و مرد اثر استاد علی صفایی حائری (ره) عین .صاد را ازاینجا دانلودکنید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 5:22 بعد از ظهر  توسط علی صفایی حائری عین صاد  |